تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠
قابل توجه اين كه: تعبير به «قُوا» (نگاه داريد) اشاره به اين است كه، اگر آنها را به حال خود رها كنيد، خواه ناخواه به سوى آتش دوزخ پيش مىروند، شما هستيد كه بايد آنها را از سقوط در آتش دوزخ حفظ كنيد.
«وَقُود» (بر وزن كبود) چنان كه قبلًا نيز اشاره كردهايم، به معنى «آتشگيره» يعنى ماده قابل اشتعال، مانند «هيزم» است (نه به معنى «آتشزنه» مثل «كبريت»، چرا كه عرب آن را «زناد» مىگويد).
به اين ترتيب، آتش دوزخ مانند آتشهاى اين جهان نيست، شعلههاى آن از درون وجود خود انسانها زبانه مىكشد! و از درون سنگها! نه فقط سنگهاى گوگردى كه بعضى از مفسران به آن اشاره كردهاند، بلكه، همه انواع سنگها، چون لفظ آيه مطلق است، و امروز مىدانيم: هر قطعه از سنگها مركب از ميلياردها ميليارد دانه اتم است، كه اگر نيروى ذخيره درون آنها آزاد شود، چنان آتشى برپا مىكند كه انسان را خيره مىكند.
ببعضى از مفسران «حِجارَة» را در اينجا به بتهائى تفسير كردهاند كه از سنگ ساخته مىشد، و مورد پرستش مشركان بود.
آنگاه مىافزايد: «فرشتگانى بر اين آتش گمارده شده كه خشن و سختگيرند هرگز معصيت فرمان خدا نمىكنند، و هر دستورى به آنها دهد بدون چون و چرا اجرا مىكنند» «عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لايَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ».
به اين ترتيب، نه راه گريزى وجود دارد، و نه گريه، التماس، جزع و فزع مؤثر است.
روشن است، هر مأمورى براى كارى گمارده شود، بايد با روحياتى متناسب آن ساخته شده باشد، و مأموران عذاب طبعاً بايد خشن باشند؛ چرا كه جهنم