تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦
به مقدمات است.
يعنى، خواه آنها مقدمهچينى كنند، يا نكنند، قادر به خاموش كردن نور الهى نيستند!
***
در آخرين آيه مورد بحث، براى تأكيد بيشتر، با صراحت مىگويد: «او كسى است كه فرستاده خود را با هدايت و دين حق فرستاده تا او را بر همه اديان غالب كند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند» «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ».
تعبير به «أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ» به منزله بيان رمز پيروزى و غلبه اسلام است؛ زيرا در طبيعت «هدايت» و «دين حق»، اين پيروزى نهفته است، اسلام و قرآن، نور الهى است و نور هر جا باشد، آثار خود را نشان مىدهد، و مايه پيروزى است، و كراهت مشركان و كافران نمىتواند سدى در اين راه ايجاد كند.
جالب اين كه اين آيه نيز با مختصر تفاوتى سه بار در قرآن مجيد آمده: يك بار در سوره «توبه»، آيه ٣٣، يك بار در سوره «فتح»، آيه ٢٨ و يك بار در همين سوره «صف».
ولى، نبايد فراموش كرد كه، اين تكرار و تأكيد در زمانى بود كه، هنوز اسلام در «جزيره عربستان» جا نيفتاده بود، چه رسد به نقاط ديگر جهان، اما قرآن در همان وقت، مؤكّداً روى اين مسأله تكيه كرد، و حوادث آينده، صدق اين پيشگوئى بزرگ را ثابت نمود، و سرانجام اسلام، هم از نظر منطق، و هم از نظر پيشرفت عملى، بر مذاهب ديگر غالب شد، و دشمنان را از قسمتهاى وسيعى از جهان عقب زد، و جاى آنها را گرفت و هم اكنون نيز در حال پيشروى است.