تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
متفاوت است، و همين امر، ممكن است منشأ اين سؤال شود كه:
مگر «ظالمترين مردم» بيش از يك گروه مىتواند باشد؟ اما دقت در اين آيات، نشان مىدهد: همه بازگشت به تكذيب آيات الهى و مانع شدن مردم از راه حق است و در واقع، ستمى بالاتر از اين نيست كه مردم را از رسيدن به چنين برنامهاى كه راه خوشبختى در همه زمينهها است، بازدارند.
***
سپس، براى اين كه نشان دهد دشمنان حق قادر نيستند آئين او را برچينند، ضمن تشبيه جالبى مىفرمايد: «آنها مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولى خداوند نور خود را كامل مىكند هر چند كافران خوش نداشته باشند»! «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ».
آنها به كسى مىمانند كه مىخواهد نور آفتاب عالمتاب را با پف كردن خاموش سازد، آنها خفاشانى هستند كه گمان مىكنند اگر چشم از آفتاب فرو پوشند و خود را در پردههاى ظلمت شب فرو برند، مىتوانند به مقابله با اين چشمه نور برخيزند.
تاريخ اسلام سند زندهاى است بر تحقق عينى اين پيشگوئى بزرگ قرآن؛ چرا كه از نخستين روز ظهور اسلام، توطئههاى گوناگون براى نابودى آن چيده شد:
گاه، از طريق سخريه و ايذاء و آزار دشمنان.
گاه، از طريق محاصره اقتصادى و اجتماعى.
گاه، از طريق تحميل جنگهاى گوناگون در ميدانهاى «احد»، «احزاب» و «حنين» و ...
گاه، از طريق توطئههاى داخلى منافقان.