تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
مقابله و انكار برخاستند، در آيات مورد بحث، عاقبت كار اين افراد، و سرنوشت آنها را تشريح مىكند.
نخست، مىفرمايد: «چه كسى ظالمتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بندد در حالى كه دعوت به سوى اسلام مىشود» «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعى إِلَى الْاسْلامِ».
آرى، چنين كسى كه دعوت پيامبر الهى را دروغ، و معجزه او را سحر، آئين او را باطل مىشمرد، ستمكارترين مردم است؛ چرا كه راه هدايت و نجات را به روى خود و ساير بندگان خدا مىبندد، و آنها را از اين سرچشمه فيض الهى، كه ضامن سعادت ابدى آنها است، محروم مىسازد.
و در پايان آيه مىافزايد: «خداوند قوم ستمگر را هدايت نمىكند» «وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».
كار خدا «هدايت» است، و ذات پاكش نور و روشنائى معنوى است: (اللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الْا رْضِ)، ولى، هدايت، زمينه مىخواهد، و اين زمينه در كسانى كه دشمن حقيقتاند، وجود ندارد.
اين آيه، بار ديگر تأكيدى است بر اين حقيقت كه: هدايت و ضلالت هر چند از ناحيه خدا است، ولى مقدمات آن از ناحيه خود انسان شروع مىشود، و به همين دليل، هرگز «جبر» لازم نمىآيد.
جمله «وَ هُوَ يُدْعى إِلَى الْاسْلامِ» اشاره به اين است كه: دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله متضمن سلامت دنيا، آخرت و نجات انسانها است، با اين حال چگونه انسان تيشه بر ريشه سعادت خويش مىزند؟
تعبير به: مَنْ أَظْلَمُ: «چه كسى ستمكارتر است ...» پانزده بار در قرآن مجيد تكرار شده، كه آيه مورد بحث، آخرين آنها است، گر چه، موارد آنها ظاهراً