تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩
كَيْتَ وَ كَيْتَ، فَإِذا جاءَ الْقِتالُ قُلْتُمْ حِيدِي حَيادِ!:
على عليه السلام در اين گفتار كه از سوز دل مباركش حكايت مىكند به مردم «عراق» مىگويد: «اى مردمى كه بدنهايتان جمع، و دلها و افكارتان پراكنده است، سخنان داغ شما سنگهاى سخت را درهم مىشكند، ولى اعمال سست شما دشمنانتان را به طمع وا مىدارد، در مجالس و محافل چنين و چنان مىگوئيد و اما به هنگام پيكار فرياد مىزنيد: اى جنگ از ما دور شو». «١»
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: يَعْنِى بِالْعُلَماءِ مَنْ صَدَّقَ فِعْلُهُ قَوْلَهُ، وَ مَنْ لَمْ يُصَدِّقْ فِعْلُهُ قَوْلَهُ فَلَيْسَ بِعالِمٍ: «عالم كسى است كه عملش، گفتارش را تصديق كند، و هر كس عملش گفتارش را تصديق نكند، عالم نيست». «٢»
يكى از شعراى معاصر، سرنوشت ملتهائى را كه اهل سخناند و نه اهل عمل، و به همين دليل، هميشه اسير چنگال دشمنانند، در داستان زيبائى كه از زبان «بلبل» و باز شكارى مطرح كرده، مجسم ساخته است:
دوش مىگفت بلبلى با باز! كز چه حال تو خوشتر است از من!
تو كه زشتى و بد عبوس و مهيب تو كه لالى و گنگ و بسته دهن!
مست و آزاد روى دست شهان با دوصد ناز مىكنى مسكن!