تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١
برداشتهام، نمىدانم مرا حلال مىكند يا نه؟
«ابوسفيان» حاضر بود، گفت: آنچه را از اموال من در گذشته برداشتهاى همه را حلال كردم (اما در آينده مواظب باش)!
اينجا بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله خنديد و «هند» را شناخت، فرمود: توئى «هند»؟ عرض كرد: آرى اى پيامبر خدا! گذشته را ببخش، خدا تو را ببخشد!.
پيامبر صلى الله عليه و آله ادامه داد: «و آلوده زنا نشويد».
«هند» از روى تعجب گفت: «مگر زن آزاده هرگز چنين عملى را انجام مىدهد»؟!
بعضى از حاضران كه در جاهليت وضع او را مىدانستند از اين سخن خنديدند؛ زيرا سابقه «هند» بر كسى مخفى نبود.
باز پيامبر صلى الله عليه و آله ادامه داده فرمود: «و فرزندان خود را به قتل نرسانيد».
«هند» گفت: «ما در كودكى آنها را تربيت كرديم، ولى هنگامى كه بزرگ شدند شما آنها را كشتيد! و شما و آنها خود بهتر مىدانيد» (منظورش فرزندش «حنظله» بود كه روز «بدر» به دست على عليه السلام كشته شده بود).
پيامبر صلى الله عليه و آله از اين سخن تبسم كرد، و هنگامى كه به اين جمله رسيد: «بهتان و تهمت روا مداريد».
«هند» افزود: «بهتان قبيح است، و تو ما را جز به صلاح و خير و مكارم اخلاق دعوت نمىكنى».
و هنگامى كه فرمود: «بايد در تمام كارهاى نيك فرمان مرا اطاعت كنيد».
«هند» افزود: «ما در اينجا ننشستهايم كه در دل قصد نافرمانى تو داشته باشيم» (در حالى كه مسلماً مطلب چنين نبود، ولى طبق تعليمات اسلام،