تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣
در دومين و آخرين آيه مورد بحث، در ادامه همين سخن مىفرمايد: «اگر بعضى از همسران شما از دست شما رفتند، اسلام را رها كرده به كفار پيوستند سپس شما در جنگى بر آنها پيروز شديد و غنائمى به دست آورديد، به كسانى كه همسران خود را از دست دادهاند، همانند مهرى را كه پرداختهاند از غنائم بپردازيد» «وَ إِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْواجُهُمْ مِثْلَ ما أَنْفَقُوا».
طبق آيه گذشته، مسلمانان مىتوانستند مهر اين گونه زنان را از كفار بگيرند، همان گونه كه آنها حق داشتند مهر همسرانشان را كه به اسلام پيوسته و به «مدينه» هجرت كردهاند، از مسلمانان دريافت دارند.
ولى، طبق بعضى از روايات در عين اين كه مسلمانان به اين حكم عادلانه عمل كردند، مشركان «مكّه» سر باز زدند، لذا دستور داده شد براى عدم تضييع حق اين افراد، هر گاه غنائمى به دست آمد، اول حق آنها را بپردازند سپس غنائم را تقسيم كنند.
اين احتمال نيز وجود دارد كه، حكم فوق مربوط به اقوامى باشد كه مسلمانان با آنها پيمان نداشتند، و طبعاً حاضر نبودند مهر اين گونه زنان را به مسلمانان باز پس دهند، جمع ميان هر دو معنى نيز ممكن است.
«عاقَبْتُمْ» از ماده «معاقبة» در اصل از «عِقب» (بر وزن كدر) به معنى «پاشنه پا» است، و به همين مناسبت كلمه «عقبى» به معنى «جزا» و «عقوبت» به معنى «كيفر كار خلاف» آمده است، و روى همين جهت، «معاقبة» به معنى كيفر دادن و قصاص كردن به كار مىرود، و گاه اين واژه (معاقبة) به معنى تناوب در امرى نيز استعمال شده؛ زيرا افرادى كه متناوباً كارى را انجام مىدهند هر يك عقب سر ديگرى فرا مىرسند.