تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥
يعنى قرآن يقينى است خالص، و يا به تعبير ديگر: «يقين» داراى مراحل مختلفى است: گاه، از دليل عقلى حاصل مىشود، مثل اين كه دودى را از دور مشاهده مىكنيم و از آن يقين به وجود آتش حاصل مىشود، در حالى كه آتش را نديدهايم، اين را «علم اليقين» گويند.
گاه، نزديكتر مىرويم و شعلههاى آتش را با چشم مىبينيم، در اينجا يقين محكمتر مىشود، و آن را «عين اليقين» مىنامند.
گاه، از اين هم نزديكتر مىرويم و در مجاورت آتش يا داخل آتش قرار مىگيريم، و سوزش آن را با دست خود لمس مىكنيم، مسلّماً اين مرحله بالاترى از يقين است كه آن را «حقّ اليقين» مىنامند.
آيه فوق، مىگويد: قرآن در چنين مرحلهاى از يقين است، و با اين حال، كوردلان آن را انكار مىكنند!
***
و سرانجام در آخرين آيه مورد بحث، كه آخرين آيه سوره «حاقه» است، مىفرمايد: «حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح بگو، و او را از هرگونه عيب و نقص منزّه بشمار» «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ».
قابل توجه اين كه: مضمون اين آيه و آيه قبل، با مختصر تفاوتى در آخر سوره «واقعه» نيز آمده است، با اين تفاوت كه، در اينجا سخن از قرآن مجيد است و توصيف آن به «حق اليقين»، اما در پايان سوره «واقعه» سخن از گروههاى مختلف نيكوكاران و بدكاران در قيامت است.
***
نكته:
قابل توجه اين كه: در اين آيات، «قرآن» به چهار وصف توصيف شده: