تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣
سخنان او، براى هر كسى كه طالب حق باشد روشن است، آنجا، كار مشكل مىشود كه مدعى نبوت با دلائل و معجزات همراه و از طريق حق منحرف گردد.
و از اينجا روشن مىشود، اين كه: بعضى از «فرق ضاله» براى اثبات دعوى پيشوايان خود، به اين آيه چسبيدهاند، كاملًا اشتباه است، و گرنه بايد مسيلمههاى كذّاب، و هر مدعى دروغين ديگر نيز، بتواند به اين آيه بر حقانيت خود استدلال كند.
***
در آيه بعد، باز هم براى تأكيد و يادآورى مىفرمايد: «اين قرآن مسلّماً اندرزى است براى پرهيزگاران» «وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ».
براى آنها كه آمادهاند خود را از گناه پاك كنند و راه حق را بپويند، براى آنها كه جستجوگرند، و طالب حقيقت، و كسانى كه اين حدّ از تقوا را ندارند، مسلّماً نمىتوانند از تعليمات قرآن بهره گيرند.
تأثير عميق و فوق العادهاى كه قرآن از اين نظر دارد، خود نشانه ديگرى از حقانيت آن است.
***
سپس مىگويد: «و ما مىدانيم گروهى از شما آن را تكذيب مىكنند» «وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ».
اما وجود تكذيب كننده لجوج، هرگز مانع دليل بر عدم حقانيت آن نخواهد بود؛ چرا كه پرهيزگاران و طالبان حقيقت از آن متذكر مىشوند، نشانههاى حق را در آن مىبينند و در راه خدا گام مىنهند.
بنابراين، همان گونه كه براى استفاده از نور يك چراغ پر فروغ، حداقل لازم است انسان چشم خود را باز كند، براى بهرهگيرى از نور قرآن نيز، بايد ديده دل