تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨
بدكاران و سربلندى بىنظير مؤمنان است، روزى است كه انسان عريان از نظر اعمال و اسرار درون در آن صحنه ظاهر مىشود، آرى، آن روز، هيچ چيز از وجود ما پنهان نمىماند.
و نيز، ممكن است اشاره به احاطه علمى خداوند بر همه چيز در آن روز باشد، ولى تفسير اول مناسبتر است.
***
و لذا، به دنبال آن مىگويد: «اما كسى كه نامه اعمالش به دست راست او داده شده از فرط خوشحالى فرياد مىزند: بيائيد نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد» «فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ». «١»
گوئى از خوشحالى در پوست خود نمىگنجد و از اين همه نعمت و توفيق و هدايتى كه خدا به او داده، تمام ذرات وجودش شاكر است و فرياد «الحمد للّه» سرمىدهد.
***
آنگاه، بزرگترين افتخار خود را در اين كلمه خلاصه كرده، مىگويد: «من يقين داشتم رستاخيزى در كار است، و من به حساب اعمالم مىرسم» «إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ». «٢»
«ظَنّ» در اين گونه موارد به معنى «يقين» است، او مىخواهد بگويد: آنچه نصيب من شده، به خاطر ايمان به چنين روزى است، و راستى هم همين است،