تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٣
رساندند كه، خداوند با عذابى دردناك كه شرح آن در همين آيات آمده است، طومار زندگى آنها را درهم پيچيده.
نخست مىفرمايد: «اما عاد به وسيله تندبادى سركش و پرسروصدا و سرد و مسموم به هلاكت رسيدند» «وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ».
«صَرْصَرْ» (بر وزن دفتر) به بادهاى سرد يا پرسروصدا و يا مسموم گفته مىشود، و مفسران هر سه معنى را در تفسير آن ذكر كردهاند، و جمع ميان آنها نيز ممكن است.
«عاتِيَة» از ماده «عُتُوّ» (بر وزن غُلُوّ) به معنى سركش است، منتها نه سركش از فرمان خدا، بلكه، سركش در معيار نسيمها و بادهاى معمولى.
***
سپس، به توصيف ديگرى از اين تندباد كوبنده پرداخته، مىافزايد: «خداوند آن را بر اين قوم، مدت هفت شب و هشت روز پىدرپى و بنيان كن مسلّط ساخت» «سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً».
«حُسُوماً» از ماده «حسم» (بر وزن رسم) به معنى از بين بردن آثار چيزى است، و اگر به شمشير «حُسام» (بر وزن غلام) گفته مىشود، به همين مناسبت است، و گاه به داغنهادن بر زخم، براى سوزاندن ريشه آن نيز، «حسم» گفته مىشود، و در اينجا منظور اين است كه: اين هفت شب و هشت روز پىدرپى زندگى گسترده و با رونق اين قوم عظيم را درهم كوبيد، متلاشى كرد و ريشهكن ساخت. «١»
نتيجه آن شد كه قرآن مىگويد: «اگر آنجا بودى مشاهده مىكردى كه آن قوم