تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧
نشتافته بود از شكم ماهى به بيرون افكنده مىشد در حالى كه درخور مذمت بود» «لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ». «١»
مىدانيم: سرانجام يونس از شكم ماهى به بيابانى خشك، كه قرآن از آن تعبير به «عراء» كرده است افكنده شد، ولى، اين در حالى بود كه، خدا توبه او را پذيرفته، و مشمول رحمتش قرار داده بود، و هرگز شايسته مذمت نبود.
در سوره «صافات» آيات ١٤٥ و ١٤٦ نيز مىخوانيم: فنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيْمٌ* وَ انْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِيْنٍ:
«ما او را در يك سرزمين خشك و خالى افكنديم در حالى كه بيمار بود* و كدوبنى بر او رويانديم» (تا در سايه برگهاى پهن و مرطوبش بياسايد) و ظاهراً منظور از «نعمت» در آيه فوق، همان توفيق توبه و مشمول رحمت الهى است.
در اينجا دو سؤال پيش مىآيد: نخست اين كه: در آيات ١٤٣ و ١٤٤ «صافات» آمده است: فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِيْنَ* لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ:
«اگر او از تسبيحكنندگان نبود* تا روز قيامت در شكم ماهى باقى مىماند»، و اين، با آنچه در آيه مورد بحث آمده است، منافات دارد.
در پاسخ اين ايراد مىتوان گفت: دو مجازات مختلف، يكى شديدتر و ديگرى خفيفتر، در انتظار يونس بوده است.
نخست اين كه: تا پايان دنيا در شكم ماهى بماند، و اين به بركت تسبيح و حمد الهى برطرف شد.
و ديگر اين كه: هنگامى كه از شكم ماهى بيرون مىآمد، مذموم و دور از