تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١
توبه را فراموش مىكنند، اين همان استدراج، بلا و عذاب تدريجى است». «١»
از اين حديث و احاديث ديگرى كه در اين زمينه وارد شده، استفاده مىشود: گاه خداوند براى مجازات بندگان معاند و لجوج، در مقابل گناهانى كه انجام مىدهند، نعمت مىبخشد، آنها تصور مىكنند، اين لطف الهى است كه به خاطر شايستگى، شامل حالشان شده! و لذا در غرور و غفلت فرو مىروند، اما ناگهان خداوند آنها را مىگيرد و از ميان ناز و نعمت به كام عذاب و بلا فرو مىفرستد و اين دردناكترين شكل عذاب است.
البته، اين درباره كسانى است كه، طغيان و سركشى را به حدّ اعلى رسانده، ولى افرادى كه هنوز تا اين حدّ پيش نرفتهاند، خداوند در برابر گناهانشان آنها را گوشمالى مىدهد، و همان سبب بيدارى و توبه آنها مىگردد، و اين لطف خدا در حق آنها است.
به تعبير ديگر: هنگامى كه انسان گناه مىكند، از سه حال بيرون نيست:
يا خودش متوجه مىشود و باز مىگردد.
يا خداوند تازيانه «بلا» بر او مىنوازد تا بيدار شود.
و يا شايستگى هيچ يك از اين دو را ندارد، خدا به جاى بلا، نعمت به او مىبخشد و اين همان «عذاب استدراج» است كه در آيات قرآن يا به همين تعبير، و يا به تعبيرات ديگر به آن اشاره شده است.
لذا، انسان بايد به هنگام روى آوردن نعمتهاى الهى مراقب باشد، نكند اين امر كه ظاهراً نعمت است، «عذاب استدراج» گردد، به همين دليل، مسلمانان