تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٨
ذليل و خوارند؟
مىفرمايد: «به خاطر بياوريد روزى را كه از شدت ترس و وحشت ساقها برهنه مىشود، و آنها را دعوت به سجده مىكنند اما قادر بر آن نيستند» «يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلايَسْتَطِيعُونَ». «١»
جمله: يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ: «ساقها برهنه مىشود» به گفته جمعى از مفسرين، كنايه از شدت هول، وحشت و وخامت كار است؛ زيرا در ميان عرب معمول بوده، هنگامى كه در برابر كار مشكلى قرار مىگرفت، دامن را به كمر مىزد و ساق پاها را برهنه مىكرد، لذا مىخوانيم: هنگامى كه از «ابن عباس» مفسر معروف از تفسير اين آيه سؤال كردند گفت: هر گاه چيزى از قرآن بر شما مخفى شد، به تعبيرات عرب در اشعار مراجعه كنيد، آيا نشنيدهايد كه شاعر مىگويد: وَ قامَتِ الْحَرْبُ بِنا عَلى ساقٍ: «جنگ ما را بر ساق پا نگه داشت» كنايه از شدت بحران جنگ است.
بعضى نيز گفتهاند: «ساق» به معنى اصل و اساس چيزى است، مانند ساقه درخت، بنابراين، «يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ» يعنى در آن روز ريشههاى هر چيز آشكار مىشود، ولى، معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد.
آرى، در آن روز، همگان به سجده و خضوع در برابر پروردگار دعوت مىشوند، مؤمنان به سجده مىافتند، ولى مجرمان قدرت سجده را ندارند! زيرا روحيات زشتى كه در دنيا در وجود آنها راسخ شده بود، در آن روز بُروز مىكند و مانع مىشود، در برابر ذات پاك خدا كمر خم كنند.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه، روز قيامت، روز تكليف نيست، پس