تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥
نداريد آيا عهد و پيمانهاى مؤكدى بر ما داريد كه تا روز قيامت استمرار دارد، كه هر چه را به نفع خود حكم مىكنيد براى شما قرار مىدهد»؟! «أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ».
چه كسى مىتواند ادعا كند كه از خدا عهد و پيمان گرفته است، كه تسليم تمايلات او گردد؟ و هر امتياز و مقامى مىخواهد، بى چون و چرا به او بدهد؟! تا آنجا كه مجرمان همرديف مؤمنان شوند. «١»
***
باز، در ادامه اين پرسشها كه راهها را از هر سو به روى آنان مىبندد، مىافزايد: «از آنها بپرس، كدام يك از آنان تضمين مىكنند كه مجرمان و مؤمنان يكسان باشند يا هر چه آنها مىخواهند خدا در اختيارشان بگذارد» «سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ».
***
و در آخرين مرحله از اين بازپرسى عجيب مىفرمايد: «يا اين كه آنها معبودانى دارند كه نزد خداوند براى آنان شفاعت و حمايت مىكنند، اگر راست مىگويند آنها را بياورند و معرفى كنند»! «أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ».
آيا آنها كمترين دليلى دارند بر اين كه بتها، اين جمادات كم ارزش و بىشعور، شريك خدا و شفيع درگاه اويند؟
بعضى از مفسران، «شُرَكاء» را در اينجا به معنى «شهداء» (گواهان) گرفتهاند.