تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢
كرده منحرف نسازند».
«يُدْهِنُون» از ماده «مداهنه» در اصل از «دهن» به معنى «روغن» گرفته شده، و در اين گونه موارد، به معنى نرمش و انعطاف به خرج دادن است.
و معمولًا اين تعبير، در مورد انعطافهاى مذموم و منافقانه به كار مىرود.
***
پس از آن، بار ديگر از اطاعت آنها نهى كرده و صفات نه گانه مذمومى را كه هر يك به تنهائى مىتواند، مانع اطاعت و تبعيت گردد، برمىشمرد، مىفرمايد:
«از هر كس كه بسيار سوگند ياد مىكند و پست است اطاعت مكن» «وَ لاتُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ».
«حَلَّاف» به كسى مىگويند كه بسيار قسم مىخورد، براى هر كار كوچك و بزرگى سوگند ياد مىكند، و معمولًا اين گونه افراد، در سوگندهاى خويش صادق نيستند.
«مَهِين» از «مهانت» به معنى حقارت و پستى است و بعضى آن را به معنى افراد كم فكر يا دروغگو يا شرور تفسير كردهاند.
***
و مىافزايد: «كسى كه بسيار عيبجو و سخنچين است» «هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ».
«هَمَّاز» از ماده «همز» (بر وزن طنز) به معنى غيبت كردن و عيبجوئى نمودن است.
«مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ» كسى است كه: براى بر هم زدن و افساد در ميان مردم و ايجاد خصومت و دشمنى، رفت و آمد مىكند (بايد توجه داشت، اين هر دو وصف به صورت صيغه مبالغه آمده، كه از نهايت اصرار آنها در اين كارهاى زشت حكايت مىكند).
***
در پنجمين، ششمين و هفتمين وصف مىگويد: «كسى كه بسيار از كار خير