تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣
توجه به پيوند ويژهاى كه در ميان «گوهر»، «قلم» و «عقل» است، مفهوم «اول بودن» همه آنها را روشن مىكند.
در ذيل حديثى كه در بالا، از امام صادق عليه السلام نقل كرديم ملاحظه مىشود:
خداوند بعد از آفرينش قلم، به او فرمود: بنويس! و او آنچه را بوده و خواهد بود، تا روز قيامت نوشت!
گر چه، قلم در اين روايت اشاره به قلم تقدير، قضا و قدر است، ولى هر چه هست، نقش قلم را در سرنوشت بشر و مقدّرات او روشن مىسازد.
پيشوايان اسلام، در احاديث متعددى، به ياران خود تأكيد مىكردند: به حافظه خود قناعت نكنند، و احاديث اسلامى و علوم الهى را به رشته تحرير درآورند، و براى آيندگان به يادگار بگذارند. «١»
بعضى از دانشمندان گفتهاند: أَلْبَيانُ بَيانانْ: بَيانُ اللِّسانِ، وَ بَيانُ الْبَنانِ وَ بَيانُ اللِّسانِ تَدْرُسُهُ الْا عْوامُ، وَ بَيانُ الْا قْلامِ باقٍ عَلى مَرِّ الْا يَّامِ!:
«بيان دو گونه است: بيان زبان، و بيان قلم، بيان زبان را گذشت زمان كهنه مىسازد و از بين مىرود، ولى بيان قلمها تا ابد باقى است»! «٢»
و نيز گفتهاند: إِنَّ قَوامَ أُمُورِ الدِّيْنِ وَ الدُّنْيا بِشَيْئَيْنِ القَلَمِ وَ السَّيْفِ وَ السَّيْفُ تَحْتُ الْقَلَمِ: «پايه امور دين و دنيا بر دو چيز است: قلم و شمشير و شمشير زير پوشش قلم قرار دارد»!»
همين معنى را بعضى از شعراى عرب چنين به نظم آورده:
كَذا قَضَى اللَّهُ لِلْا قْلامِ مُذْ بُرِيَتْ إِنَّ السُّيُوفَ لَها مُذْ أَرْهَفَتْ خَدَمٌ!
«خداوند اين گونه براى قلم از آن روز كه تراشيده شد، مقدّر كرده است كه شمشيرهاى تيز خدمتگزار آن باشند»! (اين تعبير اشاره لطيفى است به تراشيدن