تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤
يعنى: اگر آنها از شكست و تسلط كفار مىترسند، به خاطر خودشان نيست، بلكه به خاطر آن است كه، آئين حق، زير سؤال نرود، و پيروزى ظاهرى مشركان، دليل بر حقانيت آنها تلقى نشود، و اين است: راه و رسم يك مؤمن واقعى كه، هر چه مىخواهد، براى خدا مىخواهد، از همه بريده و به خدا پيوسته است و همه چيز را براى رضاى او مىطلبد.
سوى تو كرديم روى و، دل به تو بستيم از همه باز آمديم با تو نشستيم
هر چه نه پيوند يار بود بريديم هر چه نه پيمان دوست بود گسستيم
و در پايان آيه مىافزايد: «پروردگارا! اگر لغزشى از ما سر زد ما را ببخش» «وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا».
«تو عزيز و حكيمى» «إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ».
قدرتت شكست ناپذير است و حكمتت نافذ در همه چيز.
اين جمله، ممكن است اشاره به آن باشد كه، اگر در خلال زندگى ما نشانهاى از تمايل، محبت و دوستى با دشمنان تو وجود داشته، اين لغزش را بر ما ببخش، و اين درسى است براى مسلمانان كه، آنها نيز سرمشق گيرند و اگر «حاطبى» در ميان آنها پيدا شد، استغفار كنند و به سوى خدا بازگردند.
***
در آخرين آيه مورد بحث، بار ديگر روى همان مطلبى تكيه مىكند كه در نخستين آيه تكيه شده بود، مىفرمايد: «براى شما مسلمانان در برنامه زندگى آنها اسوه و الگوى نيكوئى بود، براى آنها كه اميد به خدا و روز قيامت دارند» «لَقَدْ