تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩
نه تنها آنها را تصديق نكرديم، و به پيام حياتبخششان گوش فرا نداديم، كه، به مخالفت برخاسته، و اين طبيبان روحانى را گمراه خوانديم، و از خود رانديم.
***
در آيه بعد، به دليل اصلى بدبختى و گمراهى خود اشاره كرده، «مىگويند:
اگر ما گوش شنوا داشتيم، و عقل خود را به كار مىگرفتيم، هرگز از دوزخيان نبوديم»! «وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ».
***
آرى، «اينجاست كه به گناه خود اعتراف مىكنند، دور باشند دوزخيان از رحمت خدا»! «فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِاصْحابِ السَّعِيرِ».
در اين آيات، ضمن بيان سرنوشت وحشتناك دوزخيان، انگشت روى علت اصلى بدبختى آنها گذارده شده است، مىگويد:
از يكسو، خداوند گوش شنوا، عقل و هوش داده.
و از سوى ديگر، پيامبرانش را با دلائل روشن فرستاده، اگر اين دو با هم ضميمه شوند، سعادت انسان تأمين است.
ولى، هنگامى كه انسان گوش دارد، اما با آن نمىشنود، و چشم دارد، و نمىبيند، و عقل دارد و نمىانديشد، اگر تمام پيامبران الهى و كتب آسمانى به سراغ او آيند، اثرى ندارد!
در روايتى آمده است: جمعى در محضر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مدح و ستايش از مسلمانى كردند، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كَيْفَ عَقْلُ الرَّجُلِ؟!: «عقل او چگونه است»؟
عرض كردند: اى رسول خدا! ما از تلاش و كوشش او در عبادت و انواع