تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩
مسأله آزمون و امتحان، از مسأله عبوديت جدا نيست، همان گونه كه كمال عقل، خداترسى و نيت خالص كه در روايات بالا به آن اشاره شده، روح عبوديت را تشكيل مىدهد.
به اين ترتيب، عالَم، ميدان آزمايش بزرگى است براى همه انسانها، وسيله آزمايش، مرگ و حيات، و هدف اين آزمون بزرگ، رسيدن به حسن عمل، كه مفهومش «تكامل معرفت، اخلاص نيت، و انجام هر كار خير» است.
و اگر، بعضى از مفسران «أَحْسَنُ عَمَلًا» را در اينجا به معنى ياد مرگ كردن، يا آماده براى مرگ شدن، و امثال آن تفسير كردهاند، در حقيقت اشاره به مصداقهائى از اين معنى كلى است.
و از آنجا كه در اين ميدان آزمايش بزرگ، انسان گرفتار لغزشهاى فراوانى مىشود، نبايد اين لغزشها او را مأيوس كند، و از تلاش و كوشش براى اصلاح خويش بازدارد، در پايان آيه، به بندگان وعده يارى و آمرزش داده مىگويد: «و او شكستناپذير و بخشنده است» «وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ».
آرى، او قادر بر هر چيز، و آمرزنده هر انسان توبهكارى است.
***
بعد از بيان نظام مرگ و زندگى، به نظام كلى جهان پرداخته، و انسان را به مطالعه مجموعه عالم هستى دعوت مىكند، تا از اين طريق، خود را براى آن آزمون بزرگ آماده كند، مىفرمايد: «همان خدائى كه هفت آسمان را بر روى يكديگر آفريد» «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً».
درباره «آسمانهاى هفتگانه» كمى قبل از اين، در تفسير آيه ١٢ سوره «طلاق» بحث كردهايم، و در مورد «طِباقاً» در اينجا بايد بيفزاييم كه: بر اساس اين تعبير، آسمانهاى هفتگانه، هر كدام فوق ديگرى قرار دارد؛ زيرا معنى «مطابقه»