تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
خاصى صورت گرفته، و وسيلهاى براى جلب «آزر» به ايمان بوده، نه براى اهداف دنيوى، چنان كه در آيه ١١٤ سوره «توبه» مىفرمايد:: وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيْمَ لِابِيْهِ إَلَّا عِنْ مَّوْعِدَةٍ وَ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيْمَ لَا وَّاهُ حَلِيْمٍ:
«استغفار ابراهيم براى پدرش (عمويش آزر) فقط به خاطر وعدهاى بود كه به او داده بود (تا وى را به سوى ايمان جذب كند) اما هنگامى كه براى او مسلم شد او دشمن خدا است از او بيزارى جست؛ چرا كه ابراهيم مهربان و بردبار بود».
اما جمعى از مفسران، آن را استثناء از «اسوه بودن ابراهيم» دانسته گفتهاند:
بايد در همه چيز به او اقتدا كرد، جز استغفارش براى عمويش «آزر».
اين معنى، گر چه در كلام عدهاى از مفسران آمده، ولى بسيار بعيد به نظر مىرسد؛ زيرا:
اوّلًا- او در همه چيز «اسوه» بود، حتى در اين برنامه؛ چرا كه اگر همان شرائط «آزر» در بعضى از مشركان پيدا مىشد، اظهار محبت نسبت به او براى جلب و جذب وى به سوى ايمان، كار خوبى بود.
ثانياً- ابراهيم عليه السلام يك پيامبر معصوم، و از انبياى بزرگ و مجاهد بود، و همه افعالش سرمشق است، معنى ندارد كه اين مسأله را استثنا كنيم.
كوتاه سخن اين كه: ابراهيم عليه السلام و پيروانش قويّاً با بتپرستان مخالف بودند، و بايد اين درس را از آنها سرمشق گرفت، و داستان «آزر» شرائط خاصى داشته كه، اگر براى ما هم پيدا شود قابل تأسى است. «١»
و از آنجا كه، مبارزه با دشمنان خدا با اين صراحت و قاطعيت، مخصوصاً