تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٨
نام او ناميده شده (جمعى نيز «صديقه» را به معنى بسيار راستگو توصيف كردهاند).
به هر حال، قرآن با اين تعبيرات، دامان «مريم» را از سخنان ناروائى كه جمعى از يهوديان آلوده و جنايتكار، درباره او مىگفتند، و شخصيت، و حتى پاكدامنى او را زير سؤال مىبردند، پاك مىشمرد، و مشت محكمى بر دهان بدگويان مىكوبد.
تعبير به: فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا: «از روح خود در او دميديم» چنان كه قبلًا نيز اشاره كردهايم، منظور از آن يك روح با عظمت و متعالى است، يا به تعبير ديگر، اضافه «روح» به «خداوند»، «اضافه تشريفيه» است، كه براى بيان عظمت چيزى مىآيد، مانند اضافه «خانه» به «خدا» در تعبير «بيت اللّه» و گرنه، خداوند نه روح دارد، و نه خانه و بيت.
ععجب اين كه: بعضى از مفسران، حديثى درباره زنان با شخصيت و والامقام در نزد خداوند نقل كردهاند كه: «عايشه» را برترين آنها شمردهاند! چه خوب بود اين حديث را در تفسير سوره «تحريم» ذكر نمىكردند؛ چرا كه اين سوره با صداى رسا، پيامى بر خلاف اين حديث ساختگى مىدهد، و چنان كه ديديم، بسيارى از مفسران اهل سنت و مورخان تصريح كردهاند: آن دو زن كه آيات اين سوره آنها را شديداً ملامت مىكند و مايه خشم خدا و رسولش شدند، «حفصه» و «عايشه» بودند، و اين معنى، صريحاً در «صحيح بخارى» نيز آمده است. «١»
ما از تمام كسانى كه آزاد مىانديشند، مىخواهيم بار ديگر آيات اين سوره را مرور كنند، و سپس ارزش چنين احاديثى را روشن سازند.
***