تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
راه معشوق حقيقى فدا كرد.
قابل توجه اين كه: تقاضا مىكند خداوند خانهاى در بهشت، و در نزد خودش، براى او بنا كند، كه در بهشت بودن، جنبه جسمانى آن است، و نزد خدا بودن، جنبه روحانى آن، و او هر دو را در يك عبارت كوتاه، جمع كرده است.
***
سپس، به دومين زن با شخصيت، كه الگوئى براى افراد باايمان محسوب مىشود اشاره كرده، مىفرمايد: «و نيز خداوند مثلى زده است مريم دختر عمران را كه دامان خود را پاك نگاه داشت» «وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها». «١»
«و ما از روح خود در او دميديم» «فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا».
و او به فرمان خدا بدون داشتن همسر، فرزندى آورد كه پيامبر اولو العزم پروردگار شد.
و مىافزايد: «او سخنان پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد، و به همه آنها ايمان آورد» «وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ».
«و او از مطيعان فرمان خدا بود» «وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ».
از نظر ايمان، در سر حدّ اعلى قرار داشت، و به تمام كتب آسمانى و اوامر الهى مؤمن، و از نظر عمل، پيوسته مطيع اوامر الهى بود، بندهاى بود جان و دل بر كف، و چشم بر امر و گوش بر فرمان داشت.
تفاوت «كَلِمات» و «كُتُب» ممكن است از اين نظر باشد كه: تعبير به «كُتُب» اشاره به تمام كتابهاى آسمانى است كه بر پيامبران نازل شده و تعبير به «كَلِمات» ناظر به وحىهائى است كه صورت كتاب آسمانى نداشته است.
«مريم» آن چنان نسبت به اين كلمات و كتب مؤمن بود كه، قرآن در آيه ٧٥ سوره «مائده» به عنوان «صديقه» (بسيار تصديق كننده) از او ياد كرده است.
در آيات مختلف قرآن، مطالب زيادى درباره شخصيت اين زن باايمان و مقام والاى او ديده مىشود، كه قسمت مهمى از آن در همان سورهاى است كه به