تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٥
داشت: پروردگار من! خانهاى برايم در جوار قربت در بهشت بنا كن، و مرا از فرعون و كارهايش رهائى بخش، و مرا از اين قوم ظالم نجات ده» «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ».
ممعروف اين است: نام همسر فرعون «آسيه» و نام پدرش «مزاحم» بوده است، گفتهاند: هنگامى كه معجزه موسى عليه السلام را در مقابل ساحران مشاهده كرد، اعماق قلبش به نور ايمان روشن شد، و از همان لحظه، به موسى عليه السلام ايمان آورد، او پيوسته ايمان خود را مكتوم مىداشت، ولى ايمان و عشق به خدا چيزى نيست كه بتوان آن را هميشه كتمان كرد، هنگامى كه فرعون از ايمان او با خبر شد، بارها او را نهى كرد، و اصرار داشت دست از دامن آئين موسى عليه السلام بردارد، و خداى او را رها كند، ولى اين زن با استقامت، هرگز تسليم خواسته فرعون نشد.
سرانجام، فرعون دستور داد، دست و پاهايش را با ميخها بسته، در زير آفتاب سوزان قرار دهند، و سنگ عظيمى بر سينه او بيفكنند، هنگامى كه آخرين لحظههاى عمر خود را مىگذارند، دعايش اين بود: «پروردگارا! براى من خانهاى در بهشت، در جوار خودت بنا كن و مرا از فرعون و اعمالش رهائى بخش و مرا از اين قوم ظالم نجات ده»!
خداوند نيز، دعاى اين زن مؤمن پاكباز فداكار را اجابت فرمود، و او را در رديف بهترين زنان جهان، مانند «مريم» قرار داد. چنان كه در همين آيات در رديف او قرار گرفته است.
در روايتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: أَفْضَلُ نِساءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ خَدِيْجَةُ بِنْتِ خُوَيْلِدٍ، وَ فاطِمَةُ بِنْتِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، وَ مَرْيَمُ بِنْتِ عِمْرانٍ، وَ آسِيَهُ بِنْتِ مُزاحِمٍ، إِمْرَأَةُ فِرْعَوْنَ!: «برترين زنان اهل بهشت (چهار نفرند) خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمّد صلى الله عليه و آله، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم همسر