تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤
٣- (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پيامبر يكى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى كه وى آن را افشا كرد و خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتى از آن را براى او بازگو كرد و از قسمت ديگر خوددارى نمود؛ هنگامى كه پيامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه كسى تو را از اين راز آگاه ساخت»؟! فرمود:
«خداوند عالِم و آگاه مرا باخبر ساخت»!
٤- اگر از كار خود توبه كنيد (به نفع شماست زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضد او دست به دست هم دهيد، (كارى از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.
٥- اميد است اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبهكار، عابد، هجرت كننده، زنانى غير باكره و باكره!
شأن نزول:
در شأن نزول آيات فوق، روايات زيادى در كتب تفسير، حديث و تاريخ شيعه و اهل سنت نقل شده است، كه ما از ميان آنها آنچه مشهورتر و مناسبتر به نظر مىرسد انتخاب كردهايم و آن اين كه:
پيامبر صلى الله عليه و آله گاه كه نزد «زينب بنت جحش» (يكى از همسرانش) مىرفت «زينب» او را نگاه مىداشت و از عسلى كه تهيه كرده بود خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآورد، اين سخن به گوش «عايشه» رسيد، بر او گران آمد، مىگويد: من با «حفصه» (يكى ديگر از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله) قرار گذاشتيم هر وقت پيامبر صلى الله عليه و آله نزد يكى از ما آمد، فوراً بگوئيم آيا صمغ «مغافير» خوردهاى؟! ( «مغافير» صمغى بود كه يكى از درختان «حجاز» به نام «عرفط» (بر وزن هرمز) تراوش مىكرد و بوى