تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩
باشد، و در اين جمله محذوفى است و در تقدير چنين است: أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً وَ أَرْسَلَ رَسُولًا: «خداوند مايه تذكرى براى شما نازل كرد، و رسولى فرستاد».
بعضى «رسول» را به معنى «جبرئيل» تفسير كردهاند، و در اين صورت نزول او نزول حقيقى خواهد بود؛ چرا كه از آسمان نازل مىشد، ولى اين تفسير با جمله: يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ: «آيات خدا را بر شما مىخواند» سازگار نيست، زيرا «جبرئيل» مستقيماً آيات الهى را بر مؤمنان نمىخواند.
كوتاه سخن اين كه: هر يك از اين تفسيرها، «مزيت» و «مشكلى» دارد، ولى روى هم رفته تفسير اول (ذكر به معنى قرآن و رسول به معنى پيامبر اكرم) صلى الله عليه و آله از همه بهتر است؛ زيرا در آيات بسيار زيادى، كلمه «ذكر» بر قرآن اطلاق شده، مخصوصاً آنجا كه با كلمه «انزال» همراه باشد، به گونهاى كه هر گاه «نزول ذكر» گفته شود، قرآن تداعى مىكند.
در آيه ٤٤ سوره «نحل» مىخوانيم: وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ: «ما ذكر را بر تو نازل كرديم تا براى مردم آنچه بر آنها نازل شده است را تبيين كنى».
و در آيه ٦ سوره «حجر» آمده است: وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ: «دشمنان گفتند: اى كسى كه ذكر بر تو نازل شده تو ديوانهاى»!
و اگر در بعضى از روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام آمده: منظور از «ذكر» رسول خدا صلى الله عليه و آله است و «اهل الذكر» مائيم، ممكن است اشاره به بطون آيه باشد؛ زيرا مىدانيم «اهل الذكر» كه در آيه: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ: «از اهل ذكر سؤال كنيد اگر نمىدانيد» «١» آمده به معنى خصوص اهل بيت عليهم السلام نيست، بلكه