تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤
شايستهاى- از طريق رجوع- نگاهداريد، يا به طرز شايستهاى از آنها جدا شويد» «فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ».
مراد از «بلوغ اجل» (رسيدن به پايان مدت) اين نيست كه مدت عدّه به طور كامل پايان گيرد، بلكه منظور رسيدن به اواخر مدت است، و گرنه، رجوع كردن بعد از پايان عدّه، جايز نيست، مگر اين كه نگهدارى آنها از طريق صيغه عقد جديد صورت گيرد، ولى اين معنى از مفهوم آيه بسيار بعيد به نظر مىرسد.
به هر حال، در اين آيه، يكى از مهمترين و حساب شدهترين دستورهاى مربوط به زندگى زناشوئى، مطرح شده، و آن اين كه: زن و مرد يا بايد به طور شايسته با هم زندگى كنند، و يا به طور شايسته از هم جدا شوند.
همان گونه كه زندگى مشترك بايد روى اصول صحيح و طرز انسانى و شايسته باشد، جدائى نيز بايد خالى از هرگونه جار و جنجال، دعوا، نزاع و بدگوئى و ناسزا و اجحاف و تضييع حقوق بوده باشد، اين مهم است همان گونه كه پيوندها با صلح و صفا انجام گيرد، جدائىها نيز توأم با تفاهم باشد؛ چرا كه ممكن است در آينده اين زن و مرد بار ديگر به فكر تجديد زندگى مشترك شوند، ولى بد رفتارىهاى هنگام جدائى، چنان جوّ فكرى آنها را تيره و تار ساخته كه راه بازگشت را به روى آنها مىبندد، و به فرض بخواهند مجدداً با هم ازدواج كنند، زمينه فكرى و عاطفى مناسب ندارند.
از سوى ديگر، بالاخره هر دو مسلمانند و متعلق به يك جامعه، و جدائى توأم با مخاصمه و امور ناشايست، نه تنها در خود آنها اثر مىگذارد كه در فاميل دو طرف هم اثرات زيانبارى دارد، و گاه زمينه همكارىهاى آنها را در آينده به كلى بر باد مىدهد.
راستى، چه خوب است كه نه فقط در زندگى زناشوئى، كه در هرگونه