تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢
٣- فلسفه نگهداشتن عدّه
بدون شك، «عدّه» دو فلسفه اساسى دارد، كه در قرآن مجيد و اخبار اسلامى به آن اشاره شده است:
نخست، مسأله حفظ نسل و مشخص شدن وضع زن از نظر باردارى و عدم باردارى.
و ديگر، وجود وسيلهاى براى بازگشت به زندگى اول، و از بين بردن عوامل جدائى كه در آيه فوق اشاره لطيفى به آن شده بود، به خصوص اين كه اسلام روى اين مسأله تأكيد مىكند كه زنان در دوران عدّه بايد در خانه مرد بمانند، و طبعاً يك معاشرت دائمى چند ماهه خواهند داشت، كه به آنها مجال مىدهد، مسأله جدائى را دور از هيجانات زودگذر، مجدداً مورد بررسى قرار دهند.
مخصوصاً در مورد «طلاق رجعى»، «١»
كه بازگشت به زوجيت، نيازى به هيچ گونه تشريفات ندارد، و هر كار و يا سخنى كه دليل بر تمايل مرد به بازگشت باشد رجوع محسوب مىشود، حتى اگر دست بر بدن زن يا شهوت و يا بدون شهوت بگذارد، هر چند قصد رجوع هم نداشته باشد، رجوع محسوب مىشود.
به اين ترتيب، اگر اين مدت، با شرائطى كه در بالا گفتيم، بگذرد و آن دو با هم آشتى نكنند، معلوم مىشود به راستى آمادگى ادامه زندگى مشترك را ندارند، مصلحت در اين است كه از هم جدا شوند.
در اين زمينه شرح ديگرى در جلد دوم تفسير «نمونه»، ذيل آيه ٢٢٨ سوره «بقره» دادهايم.
***