تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩
خود ببرد، در مورد ناپدرى نيز اين صادق است، البته هستند زنان و مردانى كه نسبت به غير فرزندان خود، پر محبت و وفا دارند، ولى مسلّماً تعداد آنها كم است، و به همين دليل، فرزندان بعد از طلاق، گرفتار بزرگترين زيان و خسران مىشوند، و شايد غالب آنها، سلامت روانى خود را تا آخر عمر از دست مىدهند.
و اين ضايعهاى است نه تنها براى هر خانواده، بلكه براى كل جامعه، چرا كه چنين كودكانى كه از مهر مادر يا پدر، محروم مىشوند، گاه به صورت افرادى خطرناك درمىآيند، كه بدون توجه، تحت تأثير روح انتقامجوئى قرار گرفته و انتقام خود را از كل جامعه مىگيرند.
اگر اسلام اين همه درباره طلاق سختگيرى كرده، دليلش همين آثار زيانبار آن در ابعاد مختلف است.
و نيز به همين دليل، قرآن مجيد صريحاً دستور مىدهد: هر گاه اختلافى ميان زن و مرد پيدا شود، بستگان دو طرف در اصلاح آن دو بكوشند، و از طريق تشكيل «محكمه صلح خانوادگى» از كشيده شدن دو همسر به دادگاه شرع، يا به مسأله طلاق و جدائى، مانع شوند. «١»
و باز به همين دليل، آنچه به خوشبينى زن و مرد، و تحكيم پايههاى علائق خانوادگى، كمك كند، از نظر اسلام مطلوب، و آنچه آن را متزلزل سازد، مبغوض و منفور است.
***
٢- انگيزه طلاق
طلاق مانند هر پديده ديگر اجتماعى، داراى ريشههاى مختلفى است كه بدون بررسى دقيق و مقابله با آن، جلوگيرى از بروز چنين حادثهاى مشكل است،