تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤
رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ».
در حقيقت، نخست با لحن قاطع، ادعاى بىدليل منكران قيامت را نفى مىكند، لحنى مؤكد و آميخته با قسم، كه حكايت از اعتقاد راسخ گوينده، يعنى پيامبر دارد، سپس با جمله «وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» بر آن استدلال مىكند؛ زيرا مىدانيم مهمترين شبهه منكران معاد، اين بود كه چگونه استخوانهاى پوسيده و خاك شده، به حيات مجدد بازمىگردد، آيه فوق مىگويد: وقتى كار دست خداوند قادر متعال است، مشكلى در ميان نخواهد بود؛ چرا كه در آغاز، آنها را از عدم به وجود آورد و احياى مردگان نسبت به آن سادهتر است، بلكه به عقيده بعضى، همان سوگند «وَ رَبِّى» خود اشاره لطيفى به دليل معاد است؛ زيرا «ربوبيّت» خداوند، ايجاب مىكند اين حركت تكاملى انسان را در محدوده زندگى بىارزش دنيا، عقيم نگذارد.
به تعبير ديگر، تا مسأله معاد را نپذيريم، ربوبيت خداوند در مورد انسان و تربيت و تكامل او، مفهوم نخواهد داشت.
بعضى از مفسران، جمله «وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» را مربوط به خصوص اخبار خداوند از اعمال انسانها در قيامت، كه در جمله قبل آمده است مىدانند، ولى، ظاهر اين است: به كل محتواى آيه برمىگردد (اصل رستاخيز و فرع آن كه مسأله اخبار به اعمال است، اخبارى كه مقدمه حساب و جزا است).
***
در آيه بعد، چنين نتيجهگيرى مىكند: «اكنون كه قطعاً معادى در كار است، همه شما به خدا و رسول او و نورى كه نازل كردهايم ايمان بياوريد» «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا».
و بدانيد «خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است» «وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ