تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩
كمينگاهى به كمين شما نشستهاند.
بدباطن و خوشظاهرند، پيوسته، مخفيانه براى فريب مردم گام برمىدارند، و از بيراههها حركت مىكنند.
گفتارشان به ظاهر شفابخش، اما كردارشان، دردى است درمانناپذير.
بر رفاه و آسايش مردم، حسد مىورزند، و اگر كسى گرفتار بلائى شود خوشحالند.
همواره اميدواران را مأيوس مىكنند و همه جا آيه يأس مىخوانند.
آنها در هر راهى، كشتهاى دارند! و براى نفوذ در هر دلى، راهى! و براى هر مصيبتى، اشك ساختگى مىريزند!
مدح و ثنا به يكديگر، قرض مىدهند، و از يكديگر انتظار پاداش دارند.
در تقاضاهاى خود اصرار مىورزند، و در ملامت، پردهدرى مىكنند، و هر گاه حكمى كنند، از حدّ تجاوز مىنمايند.
در برابر هر حقى، باطلى ساخته، و در مقابل هر دليلى، شبههاى، براى هر زندهاى، عامل مرگى، براى هر درى، كليدى، و براى هر شبى، چراغى تهيه ديدهاند!
براى رسيدن به مطامع خويش، گرمى بازار خود و فروختن كالا به گرانترين قيمت، تخم يأس در دلها مىپاشند.
باطل خود را شبيه حق جلوه مىدهند، و در توصيفها، راه فريب پيش مىگيرند.
طريق وصول به خواسته خود را آسان، و طريق خروج از دامشان را تنگ و پر پيچ و خم جلوه مىدهند.
آنها دار و دسته شيطان و شرارههاى آتش دوزخند! همان گونه كه خداوند فرموده: أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ: «آنها