تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨
(وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ).
٥- بيهودگى در جامعه و عدم انعطاف در مقابل حق، همچون يك قطعه چوب خشك (كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ).
٦- بدگمانى، ترس و وحشت از هر حادثه و هر چيز، به خاطر خائن بودن (يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ).
٧- حق را به باد سخريه و استهزاء گرفتن (لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ).
٨- فسق و گناه (إِنَّ اللَّهَ لايَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ).
٩- خود را مالك همه چيز دانستن، و ديگران را محتاج به خود پنداشتن (هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لاتُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا).
١٠- خود را عزيز و ديگران را ذليل، تصور كردن (لَيُخْرِجَنَّ الْا عَزُّ مِنْهَا الْا ذَلَّ).
بدون شك، نشانههاى منافق منحصر به اينها نيست، و از آيات ديگر قرآن، روايات اسلامى و «نهج البلاغه» نيز، نشانههاى متعدد ديگرى براى آنها استفاده مىشود، حتى در معاشرتهاى روزمره مىتوان به اوصاف و ويژگىهاى ديگرى از آنها پىبرد، ولى، آنچه در آيات اين سوره آمده، قسمت مهم و قابل توجهى از اين اوصاف است.
در «نهج البلاغه» خطبهاى مخصوص توصيف منافقان است، در قسمتى از آن خطبه چنين آمده است:
«اى بندگان خدا! شما را به تقوا و پرهيزكارى سفارش مىكنم و از منافقان برحذر مىدارم؛ چرا كه آنها گمراه و گمراه كنندهاند، خطاكار و غلط اندازند.
هر روز به رنگ تازهاى درمىآيند، و به قيافهها و زبانهاى مختلف خودنمائى مىكنند.
از هر وسيلهاى براى فريفتن و درهم شكستن شما بهره مىگيرند و در هر