تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨
مىكنند، ولى با يك خطبه نماز جمعه و مراسم پرشكوه و حياتبخش آن، همه خنثى مىشود، روح تازهاى در كالبدها دميده، و خون تازهاى در عروق به حركت در مىآيد.
توجه به اين نكته كه، طبق فقه شيعه، در محدوده يك فرسخ در يك فرسخ، بيش از يك نماز جمعه جائز نيست و حتى كسانى كه در دو فرسخى (تقريباً ١١ كيلومترى) از محل انعقاد جمعه قرار دارند در آن نماز شركت مىكنند، روشن مىسازد كه، عملًا در هر شهر كوچك يا بزرگ و حومه آن، يك نماز جمعه بيشتر منعقد نخواهد شد، بنابراين، اجتماعى چنين، عظيمترين اجتماع آن منطقه را تشكيل مىدهد.
اما، با نهايت تأسف، اين مراسم عبادى سياسى كه مىتواند مبدأ حركت عظيمى در جوامع اسلامى گردد، به خاطر نفوذ حكومتهاى فاسد در آن، در بعضى كشورهاى اسلامى، چنان بىروح و بىرمق شده است كه، عملًا هيچ اثر مثبتى از آن گرفته نمىشود و شكل يك برنامه تشريفاتى به خود گرفته، و به راستى، اين از سرمايههاى عظيمى است كه براى از دست رفتن آن، بايد گريه كرد.
مهمترين نماز جمعه سال، نماز جمعهاى است كه قبل از رفتن به «عرفات» در «مكّه» انجام مىگيرد، تمام حجاج خانه خدا از سراسر جهان در آن شركت دارند، كه نماينده واقعى تمام قشرهاى مسلمين در كره زمين هستند، سزاوار است براى تهيه خطبه چنين نماز حساسى، عده زيادى از دانشمندان، هفتهها و ماهها مطالعه كنند و محصول آن را در آن روز حساس و خطبه تاريخى بر مسلمانان عرضه نمايند و مسلّماً مىتوانند به بركت آن، آگاهى زيادى به جامعه اسلامى داده و مشكلات مهمى را حل كنند.