تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢
آنجا كه مىفرمايد: «و نعمت ديگرى كه آن را دوست داريد و مورد علاقه است به شما مىبخشد، و آن يارى خداوند، و پيروزى نزديك است» «وَ أُخْرى تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ». «١»
چه تجارت پرسود و پربركتى؟ كه سراسرش فتح و پيروزى و نعمت و رحمت است، و به همين دليل، از آن به عنوان «فوز عظيم» و پيروزى بزرگ ياد كرده.
آنگاه، به همين دليل، به مؤمنان در مورد اين تجارت بزرگ تبريك مىگويد و بشارت مىدهد و مىافزايد: «و مؤمنان را بشارت ده» «وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ».
در حديثى آمده است: هنگامى كه در «ليله عقبة» (شبى كه پيامبر در نزديكى «مكّه» مخفيانه با جمعى از مردم «مدينه» ملاقات كرد) و ميان رسول خدا صلى الله عليه و آله و مسلمانان «مدينه» پيمان بسته شد، «عبداللّه بن رواحه» عرض كرد: هر شرطى مىخواهى در ضمن اين پيمان براى پروردگارت و براى خودت بكن!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اما براى پروردگارم، شرط اين است كه به هيچ وجه چيزى را شريك او قرار ندهيد، اما براى خودم، همان گونه كه از خود و اموالتان دفاع مىكنيد از من نيز دفاع كنيد».
«عبداللّه» گفت: در مقابل آن به ما چه داده خواهد شد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: بهشت!
«عبداللّه» گفت: رَبِحَ الْبَيْعُ لا نُقِيْلُ وَ لا نَسْتَقِيلُ: «چه معامله پرسودى؟ نه ما از اين معامله بازمىگرديم، و نه اگر بازگشتى از ما بخواهند، مىپذيريم»! (نه فسخ مىكنيم و نه فسخ را پذيرا مىشويم). «٢»
***