تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠
ترديدى نيست كه، خدا نيازى به اين تجارت پرسود ندارد، بلكه، تمام منافع آن دربست به مؤمنان تعلق مىگيرد، لذا در پايان آيه مىفرمايد: «اين براى شما از هر چيز بهتر است اگر بدانيد» «ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ».
قابل توجه اين كه: مخاطب، به قرينه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» مؤمنانند، و در عين حال، آنها را به دو اصل «ايمان» و «جهاد» دعوت مىكند، ممكن است اين تعبير، اشاره به اين باشد كه، ايمانِ اسمى و سطحى كافى نيست، ايمان عميق و خالص لازم است كه، بتواند سرچشمه ايثار، فداكارى و جهاد گردد، و نيز ممكن است ذكر ايمان به خدا و رسول در اينجا، شرحى باشد بر ايمان كه، به طور اجمال در آغاز آيه گذشته آمده بود.
به هر حال، ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله از ايمان به خدا جدا نيست، همان گونه كه جهاد با جان، از جهاد با مال نمىتواند جدا باشد؛ زيرا تمام نبردها نياز به وسائل و امكاناتى دارد كه، از طريق كمكهاى مالى بايد تأمين شود.
بعضى قادر بر هر دو نوع جهادند.
و بعضى، تنها قادر بر جهاد با مال و در پشت جبههاند، و گاه تنها جان دارند و آماده بذل جان.
اما، به هر صورت، بايد اين دو نوع جهاد، با يكديگر توأم گردد، تا پيروزى فراهم شود و اگر مىبينيم جهاد با مال، مقدم داشته شده، نه به خاطر آن است كه از جهاد با جان مهمتر مىباشد، بلكه، به خاطر اين است كه مقدمه آن محسوب مىشود؛ چرا كه ابزار جهاد از طريق كمكهاى مالى فراهم مىگردد.
***
تا اينجا سه ركن اساسى از اركان اين تجارت بزرگ و بىنظير مشخص شد:
«خريدار» خدا، «فروشنده» انسانهاى با ايمان، و «متاع» جانها و اموالشان.