پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠ - نكته آخرين تصميم يك رهبر شجاع!
مىگيرم و لحظهاى تن به ضعف و ذلّت نمىسپارم.
گويا امام در اينجا مىخواهد آن گروه اندك شجاع را كه در لابهلاى لشكر ضعيف بودند، دلگرمى دهد و افراد مردّد را از شك و ترديد در آورد و به خود ملحق سازد، و همان گونه كه تاريخ گواهى مىدهد اين بيان امام مؤثّر افتاد و خون تازهاى در عروق لشكر به جريان در آمد و آماده پيكار با دشمن شدند.
نكته آخرين تصميم يك رهبر شجاع!
در زندگى اجتماعى و سياسى، گاه لحظات حسّاسى پيش مىآيد كه رهبران بزرگ را در تنگنا قرار مىدهد و آن زمانى است كه در ميان پيروان اختلاف و پراكندگى و ضعف و ترديد در تصميم گيرى آشكار گردد و وجود اين اختلاف و پراكندگى مايه دلگرمى و جسارت دشمن شود.
اينجا است كه رهبران شجاع و مصمّم، تصميم نهايى خود را اعلام مىكنند و مىگويند كه ما به تنهايى ايستادهايم، چه يار و ياورى باشد و چه نباشد، مىجنگيم و تسليم نمىشويم هر چند شهيد شويم.
ما با آغوش باز از شهادت استقبال مىكنيم و تن به ذلّت و شكست نمىدهيم.
اين همان راهى است كه امام عليه السّلام در خطبه بالا برگزيده است. شبيه آن را در سخنان فرزندش، سالار شهيدان كربلا نيز مشاهده كرديم.
پيروان اين مكتب در شب عاشورا نيز با پيشوايان هم صدا شدند و در آن جلسه تاريخى معروف، هنگامى كه امام عليه السّلام بيعت خود را از آنها برداشت و به آنان اجازه بازگشت داد و نامحرمان ضعيف و ناتوان راه خود را پيش گرفتند و فرار كردند و امام عليه السّلام را در برابر حوادث خطرناكى كه در پيش بود، تنها گذاشتند و رفتند و گروه اندكى از ياران امام عليه السّلام، ماندند، هر يك بنوبه خود برخاستند و همين منطق را با عبارات مختلف كه امروز به صورت يك حماسه جاويدان، در تاريخچه كربلا باقى مانده، بيان داشتند تا آنجا كه بعضى گفتند كه ما ايستادهايم، هر چند شهيد شويم،