پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧ - ١- حقّ گرفتنى است
قرار نمىگيرد و به پيش رانده نمىشود و به فرض كه نوك فلزى هم داشته باشد، كارى از آن ساخته نيست.
امام در اين سخن بر اين نكته تأكيد مىكند كه شما مردم كوفه، فاقد نيروى اصلى تهاجم بر دشمن- كه همان نيروى ايمان و شجاعت و وفادارى و تقوا است- هستيد و چنان به زندگى روز مرّه پر زرق و برق خود چسبيدهايد كه همه ارزشها را به دست فراموشى سپردهايد.
در اينجا نكته قابل توجّه اين است كه «افوق» از مادّه «فوق» به معناى «ته چوبه تير» است كه داراى شكافى است و روى زه قرار مىگيرد و با فشار آن به پيش رانده مىشود و «ناصل» از ماده «نصل» به معناى فلز تيزى است كه بر سر تير نصب مىشود. تعبير «افوق ناصل» در موردى گفته مىشود كه چوبه تير، نه سر داشته باشد و نه ته، كه هيچ كارى از آن ساخته نيست، چرا كه فقدان يكى از اين دو، آن را از كار مىاندازد، تا چه رسد كه هر دو قسمت خراب باشد.
نكتهها
١- حقّ گرفتنى است
از تعبيرى كه در جمله «لا يدرك الحقّ إلّا بالجدّ» در فراز بالا آمد، اين اصل اساسى زندگى انسانها، به خوبى استفاده مىشود كه حقّ گرفتنى است، نه دادنى، يعنى «در جوامعى كه زورمندان و غارتگران حاكمند، يا در كمين حكومتند، هرگز نمىتوان انتظار داشت كه با ميل و رغبت حقوق مستضعفان را به آنها بدهند، چرا كه قدرت آنها، اصولا از غصب حقوق ديگران به دست مىآيد و باز گرداندن حقوق ديگران به آنها، مساوى است با از دست دادن قدرتشان و اين، كارى است كه هرگز آماده انجام آن نيستند.
اينجاست كه امام، به همه ستمديدگان و محرومان و مستضعفان جهان درس مىدهد كه متحد شوند و به پا خيزند و با تلاش و كوشش، حقّ خود را از زورمندان