پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٠ - شرح و تفسير خويشتندارى امام عليه السّلام از جنگ
واهى بعضى از ناآگاهان، در مورد تأخير جنگ با شاميان بيان كرد. فرمود: «اما اين كه مىگوييد تأخير در جنگ ناخشنودى از مرگ است به خدا سوگند! باك ندارم از اين كه من به سوى مرگ بروم يا مرگ به سوى من آيد» (أمّا قولكم: أكلّ [١] ذلك كراهية الموت؟ فو اللّه ما أبالي، دخلت إلى الموت أو خرج الموت إليّ).
آرى هنگامى كه هدف بسيار مقدّسى، همچون رضاى خدا در كار باشد انسان مؤمن آماده است به استقبال شهادت بشتابد و انتظار آمدن آن را نكشد، چه افتخارى از اين بالاتر كه انسان در راه معبود و محبوب و مقصودش جان دهد.
به علاوه سابقه من در غزوات اسلامى بر كسى پوشيده نيست مخصوصا در ميدانهاى بدر و احد و احزاب و خيبر و حنين من هميشه در صف اول بودم و هميشه پروانهوار بر گرد شمع وجود پيامبر مىچرخيدم و از مرگ و شهادت استقبال مىكردم، چگونه ممكن است در باره كسى با اين سوابق روشن، چنان قضاوت غلطى كرد كه از ترس شهادت جنگ را به تأخير بيندازد.
شبيه همين معنى، بلكه به صورت رساتر و داغتر در خطبه پنج، و خطبه صد و بيست و سه آمده است، در يك جا مىفرمايد: «به خدا سوگند علاقه فرزند ابو طالب به مرگ (شهادت) از علاقه طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است» (و اللّه لابن ابى طالب آنس بالموت من الطّفل بثدى أمّه).
و در جاى ديگر مىفرمايد: «و الّذي نفس ابن ابي طالب بيده لألف ضربة بالسّيف اهون علىّ من ميتة على الفراش فى غير طاعة اللّه»، «سوگند به آن كس كه جان فرزند ابو طالب بدست اوست هزار ضربه شمشير بر من آسانتر (و دلپذيرتر) است از مرگ در بستر در غير طاعت پروردگار».
تاريخ پر افتخار زندگى امام نيز شهادت مىدهد كه اين سخنان را در عمل، در
[١] در تركيب اين جمله و اعراب آن دو احتمال داده شده است: نخست اين كه «كلّ» منصوب باشد به عنوان مفعول فعل مقدّر، و در تقدير «أ تفعل كلّ ذلك» باشد ديگر اينك «كلّ» مرفوع به عنوان مبتداء باشد و در تقدير چنين است «أكلّ ذلك ناش من كراهية الموت». و در هر حال «كراهية الموت» «مفعول لاجله» مىباشد.