پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - معامله رسواى سياسى
را به آماده شدن براى پيكار با پيمان شكنان دعوت مىكند. مىفرمايد: «او (با معاويه) بيعت نكرد تا اين كه بر او شرط كرد كه در برابر آن، بهايى دريافت كند، و لم يبايع حتّى شرط أن يؤتيه على البيعة ثمنا».
مورّخان، آوردهاند كه امام عليه السّلام بعد از پيروزى در جنگ جمل، وارد كوفه شد و آن را مقرّ حكومت خود قرار داد و جرير بن عبد اللّه بجلى را براى گرفتن بيعت از معاويه، به شام فرستاد. معاويه كه مايل نبود با امام عليه السّلام بيعت كند، در اين باره، به مشورت پرداخت. برادرش، عتبة بن ابى سفيان، به او گفت: «در اين كار، از عمرو عاص كمك بگير! چرا كه مىدانى مردى است بسيار هوشمند و صاحب نظر.
ولى او، كسى بود كه زير بار حكم عثمان در حيات او نرفت و طبيعى است كه تسليم تو نخواهد شد، مگر اين كه بهاى قابل ملاحظهاى براى او قرار دهى كه دين خود را به تو بفروشد و اين كار را خواهد كرد، چرا كه او مرد دنيا پرستى است».
معاويه، نامهاى براى عمرو عاص نوشت و از وى در اين باره كمك خواست و او را به شام دعوت كرد. عمرو، در اين باره، با فرزندانش به مشورت پرداخت. يكى از فرزندان او به نام عبد اللّه، او را از دخالت در اين گونه كارها و حاشيه نشينى معاويه بر حذر داشت، ولى فرزند ديگرش به نام محمد، او را تشويق كرد كه به شام رود و به معاويه ملحق شود.
پس از ورود عمرو بن عاص به شام، معاويه، در مجلسى به او چنين گفت: «يا أبا عبد اللّه! أدعوك الى الجهاد هذا الرّجل الّذى عصى اللّه و شقّ عصى المسلمين و قتل الخليفة و أظهر الفتنة و فرّق الجماعة و قطع الرّحم»! اى ابا عبد اللّه (كينه عمرو بن عاص است) من، از تو دعوت مىكنم كه با اين مرد كه به نافرمانى خدا برخاسته و وحدت مسلمانان را به اختلاف مبدل كرده و خليفه را كشته و فتنه را آشكار ساخته و جمع مردم را به پراكندگى كشانده و قطع رحم كرده