پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦ - نكته سياستهاى الهى و شيطانى!
گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند هرگز حكومت را نمىپذيرفتم [١]، و در جايى ديگر مىخوانيم: و إنّما خرجت لطلب الاصلاح فى أمّة جدّى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: قيام من براى كسب قدرت و مقام نيست، من تنها مىخواهم در ميان مردم اصلاح كنم (و آنها را به راه حقّ و عدالت و ارزشهاى والاى انسانى باز گرداندم). [٢] بديهى است اصولى كه بر سياست گروه اوّل حاكم است، با اصول سياسى شناخته شده از سوى گروه دوم كاملا متفاوت، بلكه در تعارض است.
گروه اوّل به شهادت تاريخ به آسانى همه ارزشها را در پاى حكومت خود قربانى كنند، و گروه دوم بارها و بارها حكومت و قدرت خود را فداى حفظ ارزشها كردند.
آنچه در خطبه بالا آمده در واقع تبلور همين معنى است، امير مؤمنان على عليه السّلام مىفرمايد: من به خوبى از تمام ريزهكاريهاى سياست مخرّب باخبرم، و راههاى پيروزى بر دشمن را دقيقا مىدانم و توانايى به كار بستن آنها را دارم، ولى مى دانم كه حفظ ارزشها هرگز اجازه بسيارى از اين چارهجويىهاى سياسى را كه از اصول شيطانى سرچشمه مىگيرد نمىدهد! من چشم به اوامر و نواهى الهى دوختهام، هر جا به من اجازه پيشروى بدهد مىروم، و هر جا مانع شود، باز مىايستم.
«به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست، ولى او نيرنگ مىزند و مرتكب گناه مىشود، اگر نيرنگ و پيمان شكنى ناپسند و ناشايسته نبود من از سياستمدارترين مردم بودم»! (و اللّه ما معاوية بأدهى منّى و لكنّه يغدر و يفجر و لو لا كراهية الغدر لكنت من أدهى النّاس). [٣] به من مىگويند: «پيروزى خود را در جور و ستم در باره كسانى كه بر آنها حكومت مىكنم، جستجو نمايم (گروهى از قدرتمندان صاحب نفوذ را بىحساب از بيت المال سير كنم در حالى كه گروهى از پاكدلان گرسنه و محروم بمانند) به خدا سوگند! تا عمر من باقى است و شب و روز بر قرار است، و ستارگان آسمان طلوع و
[١] نهج البلاغة، خطبه ٣.
[٢] بحار الانوار، جلد ٤٤، صفحه ٣٢٩.
[٣] نهج البلاغة،، خطبه ٢٠٠، و در نقل ديگرى از آن حضرت آمده است: لو لا التّقى- يا- لو لا الدّين و التّقى لكنت أدهى العرب: «اگر دين و تقوى نبود، سياستمدارترين عرب بودم، (اشاره به سياستهاى شيطانى است)، (شرح ابن ابى الحديد، جلد ١، صفحه ٢٨).