پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣ - پيشگفتار
[جلد دوم]
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
پيشگفتار
نهج البلاغه در دنياى امروز درخشش فوق العادهاى دارد، چرا كه راهگشاى حل بسيارى از معضلات اجتماعى و فردى است و درمان بسيارى از دردهاى جانكاه بشريت در آن نهفته است.
اشعه تابناك نهج البلاغه از مرزهاى جهان اسلامى عبور كرده و در دل غير مسلمين نيز تافته است، به گونهاى كه گاهى آنها سخنانى در باره نهج البلاغه مىگويند كه دل دوستان را تكان مىدهد و اشك شوق را از ديدهها جارى مىسازد! نويسنده و متفكّر مسيحى عرب زبان «ميخائيل نعيمه» در باره «نهج البلاغه» و «صاحب آن» چنين مىگويد: «اگر على تنها براى اسلام بود چرا بايد يك تن مسيحى در سال ١٩٥٦ ميلادى به شرح زندگى او و تفحّص و دقّت در وقايع آن بپردازد (اشاره به جرج جرداق نويسنده مسيحى لبنانى و مؤلف كتاب الامام على صوت العدالة الانسانية) و مانند شاعرى شيفته، آن قضاياى دلفريب و حكايات نغز و دلاوريهاى شگفت انگيز را به سرودههاى شاعرانه تغنّى كند، پهلوانى امام نه تنها در ميدان حرب بود، بلكه در روشن بينى و پاكدلى، بلاغت و سحر بيان، اخلاق فاضله، شور ايمان، بلندى همّت، يارى ستمديدگان و نااميدان و متابعت حق و راستى و بالجمله در همه صفات حسنه پهلوان بود.» جذبههاى نهج البلاغه چنان است كه ارواح تشنه را با زلال حقيقتش به گونهاى سيراب و مست مىكند كه نشئه شراب طهورش از تمام ذرات وجود انسان آشكار مىشود، گوئى كوثر است و على عليه السّلام ساقى كوثر در كنارش نشسته و به هر كس به اندازه استعدادش بهرهاى مىدهد!