پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠ - من پرده باطل را مىشكافم!
وحشت در عين داشتن قدرت، و هنگامى كه امام مىفرمايد: «نه عاجز و ناتوان شدم و نه ترسيدم»، اشاره به اين مىكند كه هيچ يك از عوامل ضعف و ناتوانى در من نبود.
سپس حضرت اين مقدمه را به ذى المقدّمهاى كه هدف نهايى امام را تشكيل مىدهد، مربوط مىسازد و مىفرمايد: «هم اكنون مسير من (در حركت به سوى ميدان جنگ جمل) نيز به سوى همان هدف است، (و إنّ مسيري هذا لمثلها).
آرى، امام در اين بيان اشاره به يك نكته مهم مىكند و آن اين كه امّت اسلامى در آن زمان برگشت به سوى افكار و برنامهها و سنن جاهلى را شروع كرده بود و هر روز از مسير پيغمبر و اسلام و قرآن فاصله بيشترى مىگرفت كه يك نمونه آن، حركت ظالمانه آتش افروزان جنگ جمل براى كسب قدرت، همراه با شكستن بيعت و ريختن خون مسلمانان است.
امام مىخواست اين عقب گرد به سوى جاهليت را در هم بشكند و باز، رسالت تاريخى خود را در حمايت از انقلاب اسلام، تجديد كند.
به همين دليل در دنباله اين سخن مىافزايد: به خدا سوگند! من باطل را مىشكافم تا حق از پهلوى آن خارج گردد. (فلأنقبنّ [١] الباطل حتّى يخرج الحقّ من جنبه).
با توجه به اين كه «أنقبنّ» از مادّه «نقب» به معناى «سوراخ كردن و شكافتن و گشودن چيزى» است، اين تعبير اشاره به اين حقيقت دارد كه تا پردههاى باطل شكافته نشود، حق ظهور و بروز نمىكند.
به تعبير ديگر، باطل هميشه سعى دارد تا پوششى بر روى حق بيفكند و آن را مخفى و مكتوم سازد.
[١] «أنقبنّ» از مادّه «نقب» به معناى «سوراخ كردن و شكافتن و گشودن» آمده است. و «نقب» را به كانالهاى زير زمينى اطلاق مىكنند، به خاطر آن كه زمين را مىشكافند و پيش مىروند. و بحث و تنقيب به سخنانى گفته مىشود كه مطالب را مىشكافد و حقايق را آشكار مىسازد. و نقيب به كسى مىگويند كه در باره گروهى بررسى مىكند و از حال آنها آگاه است. و نقاب صورت را از اين جهت نقاب مىگويند كه معمولا در وسط آن جايى براى ديدن باز بوده است.