پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٧ - ١- خوارج يك جريان بودند نه يك گروه!
جنگ با آنها نبودند ولى هنگامى كه اعمالشان پردهها را كنار زد خطر آنان براى مسلمانان آشكار شد.
اعمالشان به قدرى ضدّ و نقيض بود كه گاه به اندك چيزى خرده مىگرفتند كه چرا مثلا فلان شخص دانه خرمايى را كه زير درخت نخلى افتاده بوده بدون اجازه مالكش برداشته و خورده است، ولى گاه چنانكه گفتيم مسلمانى مانند «عبد اللّه بن خبّاب» و همسر باردارش را مانند گوسفند سر مىبريدند.
نه تنها در مسائل عملى گرفتار اين تضادها بودند، بلكه در عقائد فقهى و كلامى نيز همين ويژگيها را داشتند. آنها مرتكب گناه كبيره را (هر گناهى كه باشد) كافر و واجب القتل مىدانستند و در مسأله حكومت- چنانكه قبلا هم گذشت- قائل به نوعى هرج و مرج و عدم نياز به تعيين حاكم بودند.
قرائن نشان مىدهد كه در مسائل جنسى، شهوت پرست بودند و شايد به همين دليل، گرفتن نه زن عقدى را مجاز مىشمردند و مرتكب زناى محصنه را مستحق رجم نمىدانستند.
طبيعى است كه چنين گروه نادان و خودخواهى بسرعت به شاخهها و گروههاى مختلفى تقسيم مىشوند. به همين جهت چيزى نگذشت كه هر يك از سران آنها داعيهاى عنوان كردند و به فرقههاى زيادى تقسيم شدند، از جمله «ازارقه»، «نجدات»، «صفريّه»، «عجاردة» و «ثعالبه» و غير آن.
هم اكنون نيز افرادى كه افكارى همچون افكار خوارج دارند و اعمالشان يادآور اعمال آنان مىباشد در گوشه و كنار جوامع اسلامى پيدا مىشوند و مىتوان بسيارى از وهّابيان را در اين دسته جاى داد، چرا كه آنها نيز به بعضى از ظواهر عبادات و مستحبّات، سخت پايبندند و گاه انجام كوچكترين مكروهات و يا مخالفت با مستحبّات را جايز نمىدانند، ولى در مقابل، غالب مسلمانان را اعم از شيعه و سنّى مشرك مىشمرند و خون بسيارى را مباح مىدانند و با اين كه از نظر تفكّر اسلامى و عقائد، سخت عقب ماندهاند خود برتر بينى فوق العادهاى بر آنها