پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢ - ٣- رابطه پيروزى و پايمردى
حركت كردند. امام عليه السّلام روى بلندى قرار گرفت و حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و درود بر پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستاد و سپس اين خطبه را ايراد كرد. [١] مرحوم كلينى، در كتاب كافى، در بحث جهاد نيز آن را آورده است. [٢] نويسنده مصادر نهج البلاغه، اين خطبه را از ده منبع معروف قبل از مرحوم سيد رضى، نقل كرده است، از جمله البيان و التبيين جاحظ، عيون الاخبار ابن قتيبه، الاخبار الطوال دينورى، غارات ثقفى، عقد الفريد ابن عبد ربّه، أغانى ابو الفرج اصفهانى، ... [٣].
همان گونه كه در بالا آمد، امام، اين خطبه را در نخيله و در زمانى ايراد فرمود كه به آن حضرت خبر دادند كه سفيان بن عوف غامدى- كه در متن خطبه، از او، به «اخو غامد» تعبير شده- به مرزهاى عراق حمله كرد و نماينده على عليه السّلام، حسان بن حسان، و گروه ديگرى را به شهادت رساند و اموال زيادى را غارت و خانههاى بسيارى را ويران كرد و بدون اين كه مقاومت مهمّى در برابر او بشود، به شام برگشت.
سفيان بن عوف، مىگويد معاويه مرا احضار كرد و گفت: «تو را با لشكر انبوهى به جانب فرات مىفرستم. هنگامى كه به سرزمين هيت (شهرى است در كنار فرات بالاتر از انبار) رسيدى، اگر لشكرى يافتى، به آنها حمله كن و الّا شهر انبار را مورد هجوم قرار بده! اگر در آنجا سپاهى نبود، به مدائن هجوم ببر! سپس به شام برگرد.
زنهار! به كوفه نزديك مشو! و بدان كه حمله به انبار و مدائن، حمله به كوفه است، زيرا، اين كار، قلب عراقيان را مىلرزاند و دوستان ما را خوشحال مىكند. در اين سفر، به هر كس برخوردى كه حكومت مرا قبول نداشت، بكش! و همه قريههايى را كه سر راه تو قرار دارد، ويران ساز و اموال آنان را غارت كن، زيرا، غارت اموال مانند كشتن افراد، براى مخالفان ما، دردناك است.»
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد ٢، صفحه ٧٥.
[٢] كافى، جلد ٥، صفحه ٤.
[٣] مصادر نهج البلاغه، جلد ١، صفحه ٣٩٧.