پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٨
حاكم است، نادانى خوارج و غرور و خود بزرگ بينى آنها و بىرحمى و قساوت در وجود آنان كاملا هويداست. آنها همچون خوارج خود را حقّ مطلق و ديگران را باطل مطلق مىپندارند يا آن كه بهره كمى از علوم اسلامى دارند.
٢- سرانجام خوارج به صورت دزدان غارتگرى در آمدند
اين كه امام عليه السّلام در آخر گفتار بالا پيش بينى مىفرمايد كه گروههاى آخرين خوارج به صورت دزدان و غارتگران در مىآيند، چيزى است كه تاريخ اسلام بر آن گواهى مىدهد.
به گفته «ابن ابى الحديد» از جمله افراد سرشناس خوارج كه عاقبت كارش به دزدى و غارتگرى كشيده شد «وليد بن طريف شيبانى» در ايام «هارون الرشيد» بود. هارون فردى به نام «يزيد بن مزيد» را از همان طائفه «بنى شيبان» به تعقيب او فرستاد، «يزيد» «وليد» را كشت و سر او را نزد هارون برد.
در ايام «متوكّل» عباسى نيز فرد ديگرى از آنان به نام «ابن عمرو خثعمى» به راهزنى و شرارت و ناامن ساختن جادهها پرداخت، فردى بنام «ابو سعيد محمد بن يوسف طايى» از طرف حكومت وقت مأمور تعقيب وى شد، و گر چه خودش موفّق به فرار گرديد، ولى بسيارى از يارانش كشته شدند و گروه زيادى اسير گشتند.
سپس جماعت ديگرى از خوارج در منطقه «كرمان» و «عمان» به دزدى و شرارت پرداختند و در رديف «مفسدان فى الارض» و «محاربين» قرار گرفتند كه «ابو اسحاق صابى» در كتاب «التاجى» نام آنها را بر شمرده است [١].
پايان جلد دوم شرح نهج البلاغه
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد ٥، صفحه ٧٣- ٧٦.