پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - آنها در باطل خود متّحدند و شما در حقّتان پراكنده!
است تا آنجا كه دشمن، چنان جسور مىشود كه پى در پى حمله مىكند غارت مىكند، و خون بىگناهان را مىريزد و آنها تماشاچى اين صحنههاى غم انگيز و زشت و ناروا هستند! سپس امام عليه السّلام انگشت روى يك دليل روشن بر محكوميت آنان، به خاطر سستى و بىارادگى و ضعف و ناتوانيشان گذارده، مىفرمايد: «هرگاه در ايّام تابستان، فرمان حركت به سوى دشمن را دادم، گفتيد: «اكنون، شدّت گرما است، اندكى ما را مهلت ده تا سوز گرما فرو نشيند»! و اگر در زمستان، اين دستور را به شما دادم، گفتيد: «اكنون، هوا فوق العاده سرد است، بگذار سوز سرما آرام گيرد! فإذا أمرتكم بالسّير إليهم في أيّام الحرّ قلتم: هذه حمارّة [١] القيظ [٢]، أمهلنا يسبّخ [٣] عنّا الحرّ. و إذا أمرتكم بالسّير إليهم فى الشّتاء، قلتم: «هذه صبارّة [٤] القرّ، أمهلنا ينسلخ [٥] عنّا البرد! ولى همه اينها، بهانههايى است براى فرار از گرما و سرما، كلّ هذا فرارا من الحرّ و القرّ. [٦]) جايى كه از سرما و گرما (اين همه وحشت داريد) و فرار مىكنيد، به خدا سوگند! از شمشير (دشمن) بيشتر (وحشت داريد و) فرار خواهيد كرد، فإذا كنتم من الحرّ
[١] «حمارة» از مادّه «حمر» به معناى «رنگ قرمز» است. به همين جهت به گرماى سوزان تابستان، حمارة گفته مىشود. گويى از شدت گرما، مانند آتش سرخ و سوزان است.
[٢] «قيظ» (بر وزن فيض) به معناى «شدت گرماى تابستان» است. بنا بر اين اضافه «حماره» به «قيظ» نوعى تأكيد در گرما را مىرساند.
[٣] «يسبّخ» از مادّه «سبخ» است به معناى «فراغت از چيزى يا تخفيف» آن است و در اين جا به معناى «فرو نشستن سوز گرما» است.
[٤] «صبارّه» از مادّه «صبر» در اصل، به معناى «حبس و نگهدارى چيزى» است و شكيبايى را، به همين مناسبت، صبر مىگويند. و شدّت سرما را كه «صبارّه» مىگويند، از اين جهت است، كه انسان را از كار و فعاليّت باز مىدارد.
[٥] «ينسلخ» از مادّه «سلخ» و در اصل، به معناى «پوست كندن» است و سلّاخ را به همين جهت، سلّاخ مىگويند كه پوست حيوان را مىكند آن گاه اين كلمه، به «جدا ساختن هر چيزى» اطلاق شده است و در جمله بالا اشاره به فرو نشستن سوز سرما است.
[٦] «قرّ»، به گفته مقياس، به دو معنا آمده: نخست: سرما، و دوم جاى گرفتن و استقرار در مكان است.
بعيد نيست كه معنى نخست، به معناى دوم بازگردد، چرا كه سرماى شديد، انسان را از كار باز مىدارد.