پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٢ - ٣- تاريخچه اسفبار سبّ و ناسزاگويى به امام عليه السّلام
اشكالى باقى نمىماند.
٣- تاريخچه اسفبار سبّ و ناسزاگويى به امام عليه السّلام
از تواريخ به خوبى استفاده مىشود نخستين كسى كه اين كار زشت و قبيح را پايه گذارى كرد معاويه بود. مرحوم «علّامه امينى» در كتاب نفيس «الغدير» مىنويسد:
«معاويه» پيوسته اصرار داشت كه رواياتى در نكوهش مقام امام امير مؤمنان عليه السّلام جعل كند و اين كار را آن قدر ادامه داد كه كودكان شام با آن خو گرفتند و بزرگ شدند و بزرگسالان به پيرى رسيدند. هنگامى كه پايههاى بغض و عداوت اهل بيت عليه السّلام در قلوب ناپاكان محكم شد سنّت زشت لعن و سبّ مولا على عليه السّلام را به دنبال نماز جمعه و جماعت و بر منابر، در همه جا و حتى در محل نزول وحى يعنى مدينه رواج داد.
اصرار معاويه در اين معنى تا آنجا بود كه وقتى در مراسم حج شركت كرد و وارد مدينه شد تصميم داشت بر منبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لعن مولا على عليه السّلام كند به او گفتند در اينجا «سعد بن ابى وقاص» است و به اين كار رضايت نخواهد داد قبلا با او مشورت كن. «سعد» گفت: اگر چنين كارى كنى من ديگر به مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نخواهم آمد. معاويه هنگامى كه چنين ديد اقدام به لعن نكرد تا زمانى كه سعد از دنيا رفت.
به هر حال اين مسأله به صورت سنّت سيّئهاى در ايّام بنى اميه رواج يافت تا زمان «عمر بن عبد العزيز» رسيد و او اين رسم شوم را برانداخت.
«ابو عثمان جاحظ» مىگويد: گروهى از بنى اميه كه آثار منفى اين مطلب و مقاومتهاى مردمى را در برابر آن مىديدند به معاويه گفتند تو به آنچه مىخواستى رسيدى ديگر از لعن على دست بردار، گفت: نه به خدا سوگند بايد آن قدر ادامه دهم تا كودكان با آن بزرگ شوند و بزرگسالان با آن پير گردند و هيچكس فضيلتى براى على نگويد.
در مورد اين كه چرا و چگونه «عمر بن عبد العزيز» اين سنّت زشت و قبيح را