پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٨ - نكته وجودش آشكار و كنه ذاتش پنهان است
ولى در مقابل آن قدر آثار عظمت او در پهنه هستى در درون و برون موجودات، در نظم خارق العاده آنها، در اسرار و شگفتيهاى آفرينش آنها و در همه چيز نمايان است كه با مشاهده آنها انسان به ياد دعاى بسيار عميق و پر محتواى عرفه امام حسين عليه السّلام مىافتد آنجا كه مىگويد: «متى غبت حتّى تحتاج الى دليل يدلّ عليك و متى بعدت حتّى تكون الآثار هى الّتى توصل اليك عميت عين لا تراك عليها رقيبا»، «كى از ما پنهان شدى تا نياز به دليلى داشته باشيم كه ما را به سوى تو رهبرى كند و كى از ما دور شدى تا دست به دامان آثارت زنيم كه ما را به تو نزديك سازد، كور باد چشمى كه تو را مراقب خويش نبيند.» در محور ديگرى سخن از قرب و بعد خداوند و دورى و نزديكى او به ماست در عين اين كه از ما به ما نزديكتر است آن چنان دور و برتر است كه بالاتر از او تصوّر نمىشود و اين يكى ديگر از آثار نامتناهى بودن ذات بىمثال اوست، چرا كه چنين ذاتى همه جا هست و جايى از او خالى نمىتواند باشد و گرنه محدود خواهد بود، در عين حال آن چنان والاست كه هيچ كس دسترسى به او پيدا نمىكند و الّا محدود در چهار ديوار افكار ما خواهد شد.
محور سوم نفى صفات مخلوقات و هر گونه تشبيه از ذات پاك اوست و اين نيز از آثار نامتناهى بودن ذات پاكش سرچشمه مىگيرد، چرا كه مخلوقات همه محدود و ناقصند، وجودشان متناهى و صفاتشان آميخته با نقصان و جنبههاى عدمى است، هر گاه او را به يكى از مخلوقاتش تشبيه كنيم يا شريك و شبيهى براى او در فكر خود بسازيم و صفات مخلوقات را بر او بنهيم، او را از اوج نامتناهى بودن و واجب الوجود بودن به پائين آورده و در دايره محدود و مملوّ از نقصان ممكنات قرار دادهايم.
در خطبههاى آينده نيز اشاراتى بسيار عميق و پر معنى به اين امور خواهد آمد و ما نيز به تناسب، بحثهاى بيشترى در اين زمينه خواهيم داشت، ان شاء اللّه.