پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥ - من يك تنه در برابر دشمن ايستادهام!
بخش سوم
و اللّه! انّ امرء يمكّن عدوّه من نفسه يعرق لحمه و يهشم عظمه و يفري جلده لعظيم عجزه، ضعيف ما ضمّت عليه جوانح صدره. أنت فكن ذاك إن شئت، فأمّا أنا، فو اللّه! دون أن أعطي ذلك ضرب بالمشرفيّة تطير منه فراش الهام، و تطيح السّواعد و الأقدام، و يفعل اللّه بعد ذلك ما يشاء.
ترجمه
به خدا سوگند! كسى كه دشمن را بر خويش مسلّط كند تا گوشتش را بخورد، استخوانش را بشكند و پوستش را بشكافد، عجز و ناتوانيش، بسيار بزرگ و آنچه در درون سينه دارد (يعنى قلب و اراده و تصميمش) بسيار ضعيف و كوچك است.
تو اگر مىخواهى، آن چنان باش كه گفتم، (ضعيف و ناتوان و تسليم در برابر دشمن خونخوار) ولى من، به خدا سوگند! پيش از آن كه تسليم شوم، با شمشير آبدار «مشرفى» (شمشير برنده مخصوصى كه از منطقهاى به نام «مشرف» از يمن يا شام مىآورند) چنان ضربتى بر دشمن وارد مىكنم كه ريزههاى استخوان سرش، به هر سو، پراكنده شود و بازو و پاهايش جدا گردد. پس از آن، خداوند، آنچه را بخواهد انجام مىدهد (و من تسليم رضاى او هستم).
شرح و تفسير
من يك تنه در برابر دشمن ايستادهام!
در اين فراز، امام در باره كسانى كه بر اثر سستى و ضعف و زبونى دشمن را بر