پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧ - من يك تنه در برابر دشمن ايستادهام!
آماده خوردن مىسازد.
بعضى از مفسران نهج البلاغه، هر يك از اين سه جمله را اشاره به نكته مستقلّى دانستهاند. و جمله «يعرق لحمه»، (گوشتش را جدا مىكند) را اشاره به غارت اموال و جمله «و يهشم عظمه»، را اشاره به كشتن انسانها و جمله «و يفرى جلده» را اشاره به برهم زدن نظم جامعه، گرفتهاند. [١] ولى در عين حال قرينه روشنى، براى اين تفسير، در دست نيست.
مرحوم مغنيه در شرح خود، در ذيل اين جمله مىگويد: بارها شنيدهايم كه كسانى براى مبارزه منفى در مقابل ظالمان و ستمگران دست به خود سوزى و انتحار زدهاند، ولى هرگز نشنيدهايم كه كسى خودش را چنان تسليم دشمن كند كه پوستش را بشكافد و گوشتش را جدا كند و استخوانش را در هم شكند، بى آن كه كمترين دفاعى از خود نشان دهد! هيچ نوع از انواع ترس و تسليم، وحشتناكتر از اين نيست كه آدم ترسو و ضعيف، خود را دست بسته در برابر قصّاب انسانيت و دشمن خونخوار بيفكند تا كارى را بر سر او بياورد كه درندگان بيابان بر سر طعمه و شكار خود مىآورند. [٢] اين احتمال در تفسير جملههاى بالا نيز وجود دارد كه هر سه كار در باره يك فرد نباشد، بلكه دشمن به مقتضاى حال و شرارتش، با گروهى از بىدفاعان، كارى كند كه همانند دريدن پوست باشد و در باره گروهى ديگر، كارى كند كه مانند جدا ساختن گوشت از استخوان و آماده كردن براى خوردن باشد.
بر سر گروه سوم، بلايى بياورد كه مانند شكستن و خورد كردن استخوانها باشد.
مطابق اين تفسير، مشكل ترتيب جملهها نيز حل خواهد شد، سؤال شده است كه «چرا امام شكافتن پوست را در آخر قرار داده است؟».
جواب اين است كه حضرت، گويى مىخواهد بفرمايد: كه جنايات اين دشمنان خونخوار، نسبت به شما، در يك مرحله مانند جدا ساختن گوشت از استخوان
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ميثم، جلد ٢، صفحه ٨١.
[٢] فى ظلال نهج البلاغه، جلد؟؟، صفحه ٢٢٨.